خودتان را بشناسید ، چرا که اگر خود را بشناسید توانایی های خود را خواهید شناخت و آنگاه از شناخت توانایی های خود متعجب خواهید شد .

روح شما حقیقت  شماست، وسیع و بی انتها ، عمیق و بی پایان  است، پس به دنبال پایان خود نگردید .

چرا که پایانی برای بی نهایت وجود ندارد .

بزرگی شما به اندازه آن روحی است که شما را آفریده و  وجود شما به اندازه خدایی که شما را به وجود آورده . بی بعد و مکان است و زمان در  آن جایی ندارد ، چرا که شما به شکل منبع آفرینش هستید  .

اما اگر خودتان را نشناسید و به دنبال بیهودگی بروید و روح بزرگتان را برای کارهایی کوچکتر از  آنچه لایق روح شماست هدر دهید ، آنگاه  این خودنشناسی شما باعث می شود که فکر کنید حد شما محدود به همان است که در آن هستید .

اما اگر خودتان را بشناسید و به دنبال خودشناسی بروید آنگاه به دنبال راه های بی انتها خواهید رفت و پایانی برای خود نخواهید دید .

 

دریا با تمام بزرگی اش پایانی دارد ، اقیانوس هم با وجود تمام وسعتش به پایان می رسد، اما روح شما را پایانی مقدر نیست .

 

هنگامی که حقیقت وجودی خود را می پویید به پایان آن نیندیشید ، با وجود آنکه هر بار بعدی از  حقیقت خوتان را خواهید یافت اما هرگز به تمام ابعاد روحتان پی نخواهید برد .

پهنه نگاه شما از وجود خودتان هر چقدر که وسیع تر شود بزرگی این دشت بی انتها را بیشتر درک خواهید کرد ، اما هرگز به تمام این دشت بی انتها واقف نخواهید شد .

 

شما به همان اندازه وسیع هستید که نگاهتان  است .

اگر نگاهتان مسافتی کوتان را ببیند پس پایان شما همان خواهد بود ،و  هر چقدر برد نگاهتان مسافت بیشتری را درک کند به بی انتهایی وجود خود بیشتر پی خواهید برد .

 

اما ای شمایی که نگاهتان وسعت بیشتری از پهنه وجودتان را می بیند ، کسانی را که وسعت نگاهشان کوتاه است و آن انتهای نگاهشان کمتر از نگاه شماست به سخره نگیرید ،

چرا که اگر کسی پای راهی اش آهسته تر گام بر می دارد ، دلیل بر آن نیست که از پیمودن راه دست بر خواهد داشت ، و شاید روزی  چشمان نگاهش بیشتر از آنچه چشمان شما می بینید ببیند .

 

و این اهمیت ندارد که با چه سرعتی در این راه قدم   ، آنچه اهمیت دارد آن است که "همواره راهی" این سفر باشید ، سفر به خود رسیدن ، سفر از خود به خود .